جام جم آنلاين به نقل از محمدرضا باهنر نوشت:
*بتازگي به نقل از يكي از چهرههاي اصلي اصلاحات شنيدم كه گفته است در انتخابات 88 تقلبي وجود نداشته است. البته من تحقيق نكردم كه چقدر اين خبر صحت دارد، ولي به هر حال اگر درست باشد، حرف جالبي است. اين حرف، قدم بزرگي براي عذرخواهي از مردم درخصوص فتنه عظيمي است كه سال 88 انجام شد،
* احتمال قريب به يقين ميدهم كه در تهران و اكثر شهرهاي بزرگ كه چند نماينده دارند، بيش از يك فهرست مطرح نخواهيم داشت.
* جبهه پيروان خط امام و رهبري كه تنها 2 عضو در سازوكار 8 + 7 دارد، 15 تشكل رسمي را در زيرمجموعه خود دارد كه در ميان آنها، تشكيلاتي چون حزب موتلفه و جامعه اسلامي مهندسين ديده ميشود. برخي از اين تشكلها به تنهايي خيلي بيشتر از برخي ديگر از اضلاع، دفتر و دستك و سابقه و نيرو دارند.
* اگر قرار بود وزنكشي كنيم، جبهه پيروان خط امام و رهبري هيچگاه نبايد قانع ميشد كه در 8 + 7 ، دو عضو داشته باشد و جبهه پايداري و تحولخواهان هم هر كدام 2 عضو داشته باشند. بنابراين اگر بخواهيم وزنكشي كنيم، ما مدعي هستيم كه وزن ما خيلي بالاتر است، اما عرض ما اين است كه حالا كه بزرگواراني مثل آقاي مهدوي و آقاي يزدي آمدهاند و چتري را براي وحدت اصولگرايي بلند كردهاند، وحدت نياز به تنازل دارد. ما ميگوييم كه آقايان جبهه پايداري، حتي فرض كنيم كه سهم شما بيشتر است، اما فكر كنيد كه اگر نياييد، چه اتفاقي ميافتد؟
* تقيد اعضاي جبهه پايداري به وحدت اصولگرايي، تقيد قابل احترامي است، اما اين كه بگويند اگر مطالبات ما تامين نشود، نميآييم، خود اين نيامدن هم اثر وضعي دارد و هم در جامعه اثر رواني ميگذارد.
*جبهه پايداري شرايط وسيعي داشت و بعضيها كه اصلا روز اول آمده بودند و ميگفتند فقط ما اصولگرا هستيم و بقيه اصولگرا نيستند. آنها از اين موضع شروع كردند و بعد گفتند ما اگر بخواهيم بياييم چنين شرايطي داريم كه مثلا در آنجا 2 نفر اضافه شود و در فلان جا يك نفر اضافه شود و اين يكي باشد و آن يكي نباشد و شرطهاي وسيعي از اين قبيل داشتند. باز براي اين كه حسن نيت نشان داده شود اعلام شد كه شما بياييد و همكاري كنيد، ما هم بعضي از اين شرايط را حل ميكنيم. ولي متاسفانه هنوز نيامدهاند.
*در مجلس هفتم همزمان با روزهاي آخر دولت آقاي خاتمي، برخي دوستان آمدند و طرح سوال از رئيسجمهور را به من كه در حال اداره جلسه بودم تحويل دادند. موضوع هم به مساله نظام هماهنگ پرداخت مربوط بود، اما من از دوستان خواهش كردم سوال نكنند و همان جا هم اعلام كردم سوال از رئيسجمهور اصلا يك تابو نيست، بلكه فرآيندي عادي در قانون اساسي است و ميتواند استفاده شود و اين سوال حتي ميتواند به تبيين برخي مسائل منجر شود كه به نفع رئيسجمهور تمام ميشود. بنابراين، سوال از رئيسجمهور تابو نيست، اما مشكل ما در مجلس، رعايت دقيق آييننامه است. يعني اگر ما سوال از رئيسجمهور را مطرح كنيم و 2 روز بعد، عدهاي بيايند و بگويند مثلا ما 15 نفر امضايمان را پس ميگيريم ديگر آن وقت نميشود از اين حركت در كشور دفاع كرد. ما به صورت عادي استيضاح يك وزير را قبول نداريم و ميگوييم يك وزير را نبايد استيضاح كرد و زماني اين استيضاح بايد انجام شود كه جو عمومي مجلس و افكار عمومي نمايندگان، اين استيضاح را طلب كند. وگرنه به لحاظ قانوني اگر 10 نماينده با هم جمع شوند ميتوانند يك وزير را استيضاح كنند.
*توصيه من به آن دسته از همكارانمان هم كه به فكر استيضاح وزير اقتصاد هستند اين است كه چند روز ديگر را منتظر بمانند تا ما يك گزارش كلي از اين ماجرا داشته باشيم و آن موقع حالا اگر نياز به استيضاح وزيري بود اين كار را بكنند و امكان هم دارد كه مثلا از بعضيها بخواهيم استعفا كنند. بعضي از مديران مياني و سطح پايين هم ممكن است در اين ماجرا دست داشته باشند كه به آن هم بايد رسيدگي كرد.
* آقاي رحيمي در ديوان محاسبات خيلي موفق عمل كرد. حالا آقاي توكلي هم بعضي مطالب را ميفرمايد و به من محبت دارد و خوب است من هم درخصوص جلسهاي كه به همراه ايشان و آقاي رحيمي داشتم مطلبي بگويم. ما در زمان حضور آقاي رحيمي در ديوان محاسبات در همان مجلس هشتم، جلسه 3 نفرهاي با حضور آقايان توكلي و رحيمي داشتيم. من در آن جلسه به آقاي رحيمي توصيه ميكردم كه خيلي سختگيرانه عمل نكن، اما آقاي توكلي به من تشر ميزد كه چرا حالا كه آقاي رحيمي به اين خوبي كار ميكند ميخواهي مزاحم او بشوي. يعني آقاي توكلي با من بحث ميكرد كه تو چرا نميگذاري آقاي رحيمي كارش را بكند.
*توصيه من هم در آن جلسه اين بود كه شما اگر اينقدر تند برويد، زود عرق ميكنيد و گرفتار ميشويد و از اين دست توصيههاي مديريتي به ايشان داشتم، ولي در كل اين حرف درست است كه بنده در اين كه آقاي رحيمي به رياست ديوان محاسبات برسد نقش داشتم و معتقدم كه در آنجا دوران خوبي را گذراند.